حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2592

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

اين خسرو قشون خود را جمع كرد و اردشير بجنگ خسرو بيرون آمد ، ولى نتوانست مقاومت كند و فرار كرد ، پارسيها هم فرار كردند و تمام دشت پر از نعش كشتگان گرديد . پس از اين فتح پادشاه ارمنستان به واگارشاباد ، كه در ايالت آرارات است ، با غنائم زياد برگشت و بمحلهائى ، كه متعلق بنژاد اشكانى بود ، عنايت‌ها نمود و بروحانيّون و سربازها بخششهاى زياد كرد . فصل دوّم - سال ديگر خسرو قشون جديدى جمع كرده به آسور راند و بعد بمملكت داجيك ( يعنى اعراب « 1 » ) گذشت . در اينجاها در مدّت ده سال بقدرى قتل و غارت كرد ، كه اين صفحات ، كه تابع پادشاه پارس بودند ، از هستى ساقط شدند . اردشير در اينوقت در اندوه و غصّه فرورفت و براى چاره‌جوئى پادشاهانى را ، كه در تحت امر او بودند و ولات و سرداران و رؤساء و شاهزادگان مملكتش را بانجمنى دعوت كرد و آنها را قسم داد ، كه براى يافتن چارهء اين درد بكوشند و بعد گفت : اگر چاره‌اى يافتيد ، پاداشى بزرگ در ازاى آن خواهم داد و هرگاه كسى را يافتيد ، كه بتواند انتقام مرا بكشد و غضب مرا فرونشاند ، من به آن شخص مقام دوّم را در مملكتم خواهم داد ( يعنى او پس از شاه خواهد بود ) ، بعد از اين نطق ، شخصى ، كه يكى از حكّام عمده پارت بود و او را ( آناگ ) ميناميدند ، برخاسته و در وسط انجمن جا گرفته گفت : او حاضر است ، كه انتقام اردشير را از خويشاوندان خود بكشد ، چنان كه انتقام دوستى را از دشمن ميكشند . شاه او را مخاطب قرار داده گفت ، اگر تو به عهده گيرى ، كه انتقام مرا با حرارت و جدّى كامل از دشمنم بكشى ، من از نو مملكت پهلو « 2 » را به تو مانند تيول خانواده‌ات مىدهم تاجى به تو مىبخشم ، امتيازات و افتخاراتى در تمام مدّت سلطنت من خواهى داشت و پس از من شخص دوّم خواهى بود . پارتى جواب داد ، مواظب حال خانواده من باش ، زيرا هم امروز با برادرم از خدمت تو مرخص خواهيم شد . پس از آن اين پارتى تداركات خود را ديده با برادر و خدمه و زنان و اطفال آنان

--> ( 1 ) - مصحّف تازى است . ( 2 ) - Pahlav ( يعنى پارت ) .